creak

/kriːk/
verb (فعل)commonpast (گذشته): creakedpast participle (مفعولی): creaked-ing (حال): creaking3rd (سوم): creaks

فعل — قَر قَر کردن

قَر قَر کردنصدا دادن

صدا دادن بلند و نازک زمانی که سطح یا شیئی حرکت می‌کند یا تحت فشار است، مثل در یا کف زمین.

To make a long, high sound when a surface or object moves or is pressured, such as a door or floor.

«کف چوبی قدیمی وقتی رویش قدم گذاشت صدا داد.»

The old wooden floor creaked when she stepped on it.

«در به آرامی قَر قَر کرد و باز شد.»

The door creaked open slowly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
squeakجیغ زدن

صداهای با فرکانس بالا مشابه، ولی 'squeak' کوتاه‌تر و تیزتر است.

Similar high-pitched sounds, but 'squeak' is shorter and sharper than 'creak'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000