crazily

cra·zi·ly/ˈkreɪzɪli/
crazymentally unbalanced or wild-lyforms adverb
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): crazyposition (جایگاه): end

قید — دیوانه‌وار

دیوانه‌واروحشیانه

به طرز دیوانه‌وار، غیرمنطقی یا از نظر روانی ناپایدار.

In a wild, irrational, or mentally unbalanced manner.

«او به طور دیوانه‌وار در بزرگراه رانندگی می‌کرد.»

He was driving crazily down the highway.

«او به طور دیوانه‌وار به آن شوخی عجیب خندید.»

She laughed crazily at the strange joke.

تفاوت با واژه‌های مشابه
madlyدیوانه‌وار

غیررسمی. معمولاً برای انجام کاری با شدت زیاد یا شور استفاده می‌شود و می‌تواند اشاره به عدم تعادل ذهنی داشته باشد.

Informal. Often used to mean doing something with great intensity or passion; can imply mental imbalance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000