در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شیوهای کنترل نشده یا وحشیانه؛ با هیجان یا شور و شوق فراوان.
In an uncontrolled or wild manner; with great excitement or enthusiasm.
«او دیوانهوار برای دوستش دست تکان داد.»
“She waved madly at her friend.”
«او دیوانهوار عاشق او بود.»
“He was madly in love with her.”
روزمره. به معنای عدم کنترل است، اغلب با شور و شوق یا بیاحتیاطی. 'Madly' و 'wildly' در این معنا بسیار نزدیک هستند. 'او وحشیانه میرقصید' درست است و با 'دیوانهوار میرقصید' قابل تعویض است.
Common. Implies a lack of control, often with enthusiasm or recklessness. 'Madly' and 'wildly' are very close in this sense. 'She danced wildly' works, interchangeable with 'danced madly'.
روزمره. نشاندهنده نگرانی، ترس یا فوریت شدید است، که اغلب منجر به اقدامات بینظم یا ناامیدانه میشود. 'Madly' میتواند هیجان مثبتتری را القا کند. 'او با دستپاچگی دنبال کلیدهایش میگشت' درست است، اما 'او دیوانهوار میخندید' کمتر از 'با هیجان میخندید' رایج است.
Common. Suggests extreme worry, fear, or urgency, often leading to disorganized or desperate actions. 'Madly' can imply a more positive excitement. 'He searched frantically for his keys' works, but 'He laughed frantically' is less common than 'laughed madly'.
به میزان افراطی یا شدید؛ بیش از حد.
To an extreme or intense degree; excessively.
«خیلی گران بود.»
“It was madly expensive.”
«او تمام هفته به شدت مشغول بود.»
“She was madly busy all week.”
روزمره. یک تشدیدکننده عمومی است که به معنای 'به میزان بسیار زیاد' استفاده میشود. 'Madly' اغلب شدت کمتر رسمی یا احساسیتری را القا میکند. 'هوا بسیار سرد بود' درست است، 'او بسیار خوشحال بود' نیز درست است.
Common. A general intensifier used to mean 'to a very great degree'. 'Madly' often implies a less formal or more emotional intensity. 'It was extremely cold' works, 'She was extremely happy' also works.
روزمره. به معنای فراتر رفتن از حد معقول یا لازم است. میتواند قابل تعویض باشد وقتی 'madly' به معنای 'بیش از حد' باشد. 'او بیش از حد غذا خورد' درست است، 'او دیوانهوار کار کرد' (به معنای بیش از حد) درست است.
Common. Implies going beyond what is reasonable or necessary. Can be interchangeable when 'madly' means 'too much'. 'He ate excessively' works, 'He worked madly' (meaning too much) works.