craze

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kreɪz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): crazes

اسم — جنون مد

جنون مدهیجان موقتترند

هیجان یا مدی که برای مدتی کوتاه در میان مردم رایج می‌شود.

A temporary but widespread enthusiasm or fashion for something.

«حرکت رقص جدید به هیجان محبوب نوجوانان تبدیل شد.»

The new dance move became a craze among teenagers.

«سال گذشته جنون خرید اسباب‌بازی‌های قدیمی بود.»

There was a craze for vintage toys last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fadمد زودگذر

رایج. تقریباً معادل craze است اما معمولاً کوتاه‌تر و کمتر جدی؛ مثل «مد زودگذر در پوشاک» در مقابل «هیجان جمع‌آوری».

Common. Almost interchangeable with 'craze' but often implies something even shorter-lived or less serious; e.g. 'a fad in fashion' versus 'a craze for collecting.'.

trendروند محبوب

رایج/رسمی. گسترده‌تر و ماندگارتر از craze است؛ گاهی قابل تعویض ولی trend رسمی‌تر و پایدارتر است؛ مثلاً «روند مد» در مقابل «هیجان زمستانه».

Common/formal. Broader and more lasting than 'craze'. Can be used interchangeably in some contexts but 'trend' is more formal and ongoing; e.g. 'fashion trend' vs 'winter craze'.

maniaجنون

رسمی/فنی. معنی قوی‌تر و معمولاً پزشکی‌تر دارد؛ همیشه قابل تعویض نیست؛ مثلاً mania به بیماری روانی اشاره دارد ولی craze خیر.

Formal/technical. Stronger, often medical meaning than 'craze'. Not always interchangeable; e.g. 'mania' can refer to a mental condition unlike 'craze'.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): crazedpast participle (مفعولی): crazed-ing (حال): crazing3rd (سوم): crazes

فعل — مجذوب شدن

مجذوب شدنمد شدنطرفدار پیدا کردن ناگهانی

اینکه چیزی به سرعت و به طور گسترده‌ای در میان مردم محبوب یا مد شود.

To become wildly popular or fashionable suddenly.

«این اسباب‌بازی تابستان گذشته بین کودکان بسیار محبوب شد.»

This toy crazed among children last summer.

«این سبک در عرض چند ماه در سراسر جهان مد شد.»

The style crazed worldwide in a few months.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trendرواج یافتن

رایج/رسمی. به معنی رواج یافتن به مرور است، کم‌تر ناگهانی از craze است. گاهی قابل تعویض؛ مثلاً «این سبک در حال رواج است».

Common/formal. Means to become popular over time, often more gradual than 'craze'. Sometimes interchangeable, e.g. 'This style is trending'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000