creaky

creak·y/ˈkriːki/
creakto make a harsh, grating sound-ycharacterized by / tending to
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): creakiersuperlative (عالی): creakiest

صفت — جیرجیر کننده

جیرجیر کنندهغژغژو

صدای جیرجیر یا غژغژ تولید کردن.

Making a harsh, grating sound.

«کف چوبی قدیمی بسیار جیرجیر می‌کرد.»

The old wooden floor was very creaky.

«او دروازه غژغژو را به آرامی باز کرد.»

She opened the creaky gate slowly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
squeakyصدای جیرجیر

روزمره. به صدای زیر و اغلب ناخوشایند اشاره دارد، مانند موش یا در بدون روغن. 'کری‌کی' به صدای پایین‌تر و خشن‌تر اشاره دارد که اغلب با سن یا وضعیت نامناسب، مانند تخته کف قدیمی، مرتبط است.

Everyday. Refers to a high-pitched, often unpleasant sound, like a mouse or an unoiled door. 'Creaky' implies a lower, more grating sound, often associated with age or poor condition, like an old floorboard.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): creakiersuperlative (عالی): creakiest

صفت — کهنه

کهنهاز کار افتاده

به صورت مجازی، قدیمی یا دارای نشانه‌های زوال.

Figuratively, old-fashioned or showing signs of deterioration.

«استدلال‌های او کمی قدیمی و کهنه به نظر می‌رسید.»

His arguments sounded a bit creaky and old-fashioned.

«سیستم مدیریتی شرکت فرسوده و ناکارآمد بود.»

The company's management system was creaky and inefficient.

تفاوت با واژه‌های مشابه
outdatedقدیمی

روزمره. به چیزی اشاره دارد که دیگر جدید یا مد روز نیست. 'کری‌کی' در این مفهوم اغلب به این معنی است که چیزی نه تنها قدیمی است بلکه به سختی کار می‌کند یا به طور ناشیانه استفاده می‌شود.

Everyday. Refers to something no longer current or fashionable. 'Creaky' in this sense often implies that something is not just old but also barely functional or awkwardly used.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000