creaking

creak·ing/ˈkriːkɪŋ/
creakto make a sharp, high-pitched sound-ingaction or process
1noun (اسم)common

اسم — صدای جیرجیر

صدای جیرجیرغرغر کردن

صدای تیز و با فرکانس بالا که به‌خاطر فشار یا سایش ایجاد می‌شود.

A sharp, high-pitched sound produced by pressure or friction.

«صدای جیرجیر کف چوبی قدیمی را شنیدم.»

I heard the creaking of old wooden floors.

«در صدای بلندی از جیرجیر کردن داد.»

The door made a loud creaking sound.

تفاوت با واژه‌های مشابه
squeakingجیرجیر

رایج. صدای با فرکانس بالا مشابه؛ بسته به زمینه قابل تعویض.

Common. Similar high-pitched noise; often interchangeable depending on context.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): creakedpast participle (مفعولی): creaked-ing (حال): creaking3rd (سوم): creaks

فعل — جیرجیر کردن

جیرجیر کردنغرغر کردن

ایجاد صدای تیز و با فرکانس بالا، به‌خصوص به دلیل فشار یا سایش.

To produce a sharp, high-pitched sound, especially due to pressure or friction.

«کف‌پوش‌های قدیمی زیر وزن او جیرجیر کردند.»

The old floorboards creaked under his weight.

«در به آرامی جیرجیرکنان باز شد.»

The door creaked open slowly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
squeakجیرجیر کردن

رایج. هنگام توصیف صداهای تیز اغلب با creak قابل تعویض است.

Common. Often interchangeable with creak when describing high-pitched sounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000