credence

cre·dence/ˈkriːdəns/
noun (اسم)formal

اسم — اعتبار

اعتبارباور

باور داشتن یا پذیرفتن چیزی به عنوان حقیقت.

Belief in or acceptance of something as true.

«شهادت شاهد به داستان اعتبار بخشید.»

The witness's testimony lent credence to the story.

«او به شایعات اهمیت کمی داد.»

He gave little credence to rumors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trustاعتماد

کلمه کلی برای تکیه بر صحت یا اطمینان، کمی قابل تعویض با credence ولی رسمی‌تر نیست.

A general word for relying on truth or reliability, used somewhat interchangeably with credence but less formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000