در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مکانی که جسدهای مردگان طی مراسم تشییع جنازه به خاکستر تبدیل میشوند.
A facility where dead bodies are burned to ashes as part of funeral rites.
«خانواده مراسمی در مرکز جنازهسوزی برگزار کرد.»
“The family held a ceremony at the crematorium.”
«مرکزهای جنازهسوزی در بسیاری از کشورها معمول هستند.»
“Crematoriums are common in many countries.”