cremated

crem·at·ed/krɪˈmeɪtɪd/
crem-to burn-ateverb-forming suffix-edpast tense
adjective (صفت)formal

صفت — سوزانده شده

سوزانده شدهبه خاکستر تبدیل شده

جسم مرده‌ای که با سوزاندن به خاکستر تبدیل شده است.

Having been reduced to ashes by burning a dead body.

«خاکستر او سوزانده شد و در دریا پراکنده گشت.»

His ashes were cremated and scattered at sea.

«جسد طبق خواسته خانواده سوزانده شد.»

The body was cremated according to the family's wishes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burnedسوخته

صفت رایج برای چیزهای سوخته. 'Cremated' مخصوص اجساد است.

Common adjective for things that have been on fire. 'Cremated' specifically for dead bodies.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000