burned

/bɜːrnd/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): burnedpast participle (مفعولی): burned-ing (حال): burning3rd (سوم): burns

فعل — سوخته

سوختهسوزانده شده

توسط آتش یا گرما مصرف یا آسیب دیده.

Consumed or damaged by fire or heat.

«خانه قدیمی کاملاً سوخت.»

The old house burned down completely.

«او دستش را روی اجاق داغ سوزاند.»

He burned his hand on the hot stove.

تفاوت با واژه‌های مشابه
charredزغال شده

رایج. به طور خاص به معنای سوخته و سیاه شده تا حد ترد شدن است، اغلب روی سطح، که نشان‌دهنده سطح شدیدتری از سوختگی نسبت به 'سوخته' است. 'چوب پس از آتش زغال شده بود.' برای سوختگی‌های جزئی استفاده نمی‌شود.

Common. Specifically means burned to a black crisp, often on the surface, implying a more severe level of burning than 'burned'. 'The wood was charred after the fire.' Not used for minor burns.

scorchedسوزانده شده

رایج. نشان‌دهنده سوختگی سطحی است که رنگ را تغییر می‌دهد یا به سطح آسیب می‌رساند بدون اینکه ماده را مصرف کند. 'اتو پارچه را سوزاند.' می‌توان برای سوختگی‌های خفیف استفاده کرد، در حالی که 'سوخته' می‌تواند به معنای نابودی کامل باشد.

Common. Indicates superficial burning that discolors or damages the surface without consuming the material. 'The iron scorched the fabric.' Can be used for slight burning, whereas 'burned' can imply full destruction.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more burnedsuperlative (عالی): most burned

صفت — سوخته

سوختهمحترق

توسط آتش یا گرمای زیاد آسیب دیده.

Damaged by fire or excessive heat.

«نان تست سوخته طعم تلخی داشت.»

The burned toast tasted bitter.

«او پس از حادثه از پوست سوخته رنج می‌برد.»

He suffered from burned skin after the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scorchedسوزانده شده

رایج. به آسیبی از گرما اشاره دارد که باعث تغییر رنگ یا آسیب سطحی می‌شود، اما نه تخریب کامل. 'سیاست زمین سوخته.' 'نان تست سوخته.'

Common. Refers to damage from heat that causes discoloration or surface damage, but not complete destruction. 'Scorched earth policy.' 'Scorched toast.'

incineratedسوزانده شده

رسمی/فنی. به معنای تخریب کامل با سوزاندن، معمولاً تا حد خاکستر است. 'زباله‌ها سوزانده شدند.' شدیدتر از 'سوخته' است.

Formal/Technical. Implies complete destruction by burning, usually to ash. 'The waste was incinerated.' More extreme than 'burned'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000