incinerated

in·cin·er·at·ed/ɪnˈsɪnəˌreɪtɪd/
in-intocinerashes-ateverb suffix-edpast participle / adjective form
adjective (صفت)formal

صفت — سوزانده شده

سوزانده شدهتا خاکستر سوخته

کاملاً با سوزاندن تا حد خاکستر نابود شده.

Destroyed completely by burning to ashes.

«زباله‌ها به طور ایمن سوزانده شدند.»

The waste was incinerated safely.

«اسناد پس از استفاده تا خاکستر سوخته شدند.»

The documents were incinerated after use.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burnedسوخته

شکل گذشته عمومی سوختن؛ «incinerated» اشاره به سوختن کامل تا خاکستر دارد و معمولاً در زمینه صنعتی است.

General past form of burning; 'incinerated' implies complete reduction to ash, often in industrial context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000