incidence

in·ci·dence/ˈɪnsɪdəns/
in-on or uponcidto fall-encestate or condition
noun (اسم)formal

اسم — شیوع

شیوعوقوع

نرخ یا میزان وقوع چیزی، به‌ویژه رخدادها یا بیماری‌ها.

The occurrence rate or frequency of something, especially events or diseases.

«شیوع آنفولانزا در زمستان افزایش می‌یابد.»

The incidence of flu rises in winter.

«در آن جاده شمار وقوع تصادفات زیاد بود.»

There was a high incidence of accidents on that road.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frequencyشمار وقوع

رایج، با تمرکز بر میزان تکرار؛ در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.

Common synonym focusing on how often something happens; interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000