cremating

cre·mat·ing/krəˈmeɪtɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): crematedpast participle (مفعولی): cremated-ing (حال): cremating3rd (سوم): cremates

فعل — سوزاندن جسد

سوزاندن جسدکاردان کردن

شکل حال استمراری فعل «cremate» به معنای سوزاندن جسد تا خاکستر شدن.

Present participle of 'cremate', meaning to burn a dead body to ashes.

«امروز جسد را می‌سوزانند.»

They are cremating the deceased today.

«فرآیند سوزاندن جسد به تجهیزات خاص نیاز دارد.»

The process of cremating requires special equipment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000