crepey

cre·pey/ˈkriːpi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): creepiersuperlative (عالی): crepiest

صفت — دارای بافت کرپی

دارای بافت کرپیچین‌وچروک‌دار

دارای ظاهری شبیه پارچه کرپ، چروک‌خورده یا شکننده.

Having a texture or appearance like crepe fabric: crinkly or wrinkled.

«او یک بلوز چروک‌دار پوشیده بود که در باد می‌رقصید.»

She wore a crepey blouse that fluttered in the breeze.

«پوست میوه خشک و چین‌خورده بود.»

The fruit’s skin was dry and crepey.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wrinkledچروکیده

رایج. بافت یا ظاهر مشابه crepey دارد.

Common. Similar texture or appearance to crepey.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000