crestfallen

crest·fall·en/ˈkrɛstˌfɔːlən/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): crestfallenersuperlative (عالی): crestfallenest

صفت — نگران

نگرانناامید

غمگین و ناامید، به‌ویژه پس از از دست دادن امید یا غرور

sad and disappointed, especially after hope or pride is lost

«او پس از باختن در مسابقه ناامید شد.»

He was crestfallen after losing the competition.

«تیم پس از سوت پایان غمگین به نظر می‌رسید.»

The team looked crestfallen at the final whistle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
downcastافسرده

رسمی/ادبی. غم و ناامیدی مشابه crestfallen.

Formal/poetic. Expresses sadness or dejection similar to crestfallen.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000