crises

cri·ses/ˈkraɪsiːz/
noun (اسم)commonplural (جمع): crises

اسم — بحران‌ها

بحران‌هاکشمکش‌ها

شرایط دشوار یا خطرناکی که نیاز به توجه فوری دارند؛ جمع کلمه بحران.

Difficult or dangerous situations requiring urgent attention; plural of crisis.

«شرکت سال گذشته چند بحران داشت.»

The company faced several crises last year.

«برنامه‌های دولتی به مدیریت بحران‌ها کمک کرد.»

Government plans helped manage the crises.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emergenciesوضعیت‌های اضطراری

رایج. شرایط اضطراری که نیاز به واکنش فوری دارند.

Common. Urgent situations needing immediate response, often similar to crises.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000