adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): crispposition (جایگاه): end
قید — به طور تند و واضح
به طور تند و واضحبرخورد کوبنده
به شیوهای تیز، روشن و مختصر.
In a sharp, clear, and concise manner.
«او در جلسه به شکلی مختصر و روشن صحبت کرد.»
“He spoke crisply during the meeting.”
«او با صراحت به سوالات پاسخ داد.»
“She answered crisply to the questions.”
تفاوت با واژههای مشابه
briskly— سریعا
رایج. معنای مشابه که سرعت و وضوح را نشان میدهد.
Common. Similar meaning indicating a quick and clear manner.