croaking

croak·ing/ˈkroʊkɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): croakedpast participle (مفعولی): croaked-ing (حال): croaking3rd (سوم): croaks

فعل — قورقور کردن

قورقور کردنقار قار کردن

ایجاد صدای درشت و خزنده مانند قورباغه یا کلاغ (شکل حال استمراری یا مصدر)

Making a deep, harsh sound like a frog or a crow (present participle / gerund)

«ما صدای قورقور قورباغه‌ها را نزدیک استخر شنیدیم.»

We heard frogs croaking near the pond.

«پیرمرد داشت ترانه محبوبش را قار قار می‌کرد.»

The old man was croaking his favorite song.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cawingقار قار کردن کلاغ

به طور خاص صدای بلند و خشن کلاغ، مرتبط اما اختصاصی‌تر از croaking.

Specifically the loud harsh call of a crow, related but more specific than croaking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000