cro

/kroʊ/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): CRNAs

اسم — CRNA (پرستار بیهوشی)

CRNA (پرستار بیهوشی)

(مخفف) پرستار بیهوشی ثبت‌شده مجاز.

(Abbreviation for) Certified Registered Nurse Anesthetist.

«او در حال تحصیل برای تبدیل شدن به یک CRNA است.»

She is studying to become a CRNA.

«CRO بیهوشی را به بیمار تزریق کرد.»

The CRO administered the anesthesia to the patient.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): CROs

اسم — CRO (سازمان تحقیقات قراردادی)

CRO (سازمان تحقیقات قراردادی)

(مخفف) سازمان تحقیقات قراردادی.

(Abbreviation for) Contract Research Organization.

«بسیاری از شرکت‌های داروسازی آزمایشات خود را به یک CRO برون‌سپاری می‌کنند.»

Many pharmaceutical companies outsource trials to a CRO.

«CRO خدمات تخصصی برای مطالعات پیش‌بالینی ارائه می‌دهد.»

The CRO provides specialized services for preclinical studies.

3noun (اسم)technical

اسم — CRO (بهینه‌سازی نرخ تبدیل)

CRO (بهینه‌سازی نرخ تبدیل)

(مخفف) بهینه‌سازی نرخ تبدیل.

(Abbreviation for) Conversion Rate Optimization.

«اجرای استراتژی‌های CRO می‌تواند فروش را به طور قابل توجهی افزایش دهد.»

Implementing CRO strategies can significantly boost sales.

«تیم ما بر CRO متمرکز است تا سرنخ‌های بیشتری از وب‌سایت خود به دست آورد.»

Our team is focused on CRO to get more leads from our website.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000