crossword

cross·word/ˈkrɒswɜːrd/
crossintersectingworda unit of language
noun (اسم)commonplural (جمع): crosswords

اسم — جدول کلمات متقاطع

جدول کلمات متقاطعمعمای کلمات

نوعی جدول کلمات که با استفاده از نشانه‌ها پر می‌شود.

A puzzle where words are filled into a grid based on clues.

«هر صبح از حل جدول کلمات متقاطع لذت می‌برم.»

I enjoy solving crossword puzzles every morning.

«این جدول کلمات متقاطع بسیار چالش‌برانگیز است.»

This crossword is quite challenging.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000