crowding

crowd·ing/ˈkraʊdɪŋ/
crowda large group of people-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — ازدحام

ازدحامشلوغی

وضعیتی که افراد یا اشیاء زیادی در فضای محدود جمع شده‌اند.

The state of having too many people or things in a limited space.

«ازدحام در مترو می‌تواند ناراحت‌کننده باشد.»

Crowding in the subway can be uncomfortable.

«شلوغی در کنسرت بسیار زیاد بود.»

The crowding at the concert was intense.

تفاوت با واژه‌های مشابه
congestionتراکم

رسمی. معمولاً برای ترافیک یا مکان‌ها استفاده می‌شود و در این زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Formal. Typically used for traffic or places, interchangeable in such contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000