congestion

con·ges·tion/kənˈdʒɛstʃən/
con-together, withgestcarry, bear-ionaction or condition
noun (اسم)common

اسم — گرفتگی

گرفتگیانسدادتراکم

انباشتگی یا گرفتگی که باعث بروز مشکل می‌شود، مخصوصاً در ترافیک یا مجاری بدن.

Overcrowding or blockage causing difficulty, especially in traffic or bodily passages.

«گرفتگی بینی باعث شد تنفس برای او سخت شود.»

Nasal congestion made it hard for him to breathe.

«شهر در ساعات شلوغی از ترافیک شدید رنج می‌برد.»

The city suffers from heavy traffic congestion during rush hour.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blockageانسداد

اصطلاحی کلی برای چیزی که جریان را متوقف می‌کند، در موارد پزشکی یا ترافیکی قابل تعویض است.

General term for something that stops flow, interchangeable in medical or traffic contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000