در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورت مادرزادی؛ به گونهای که از بدو تولد وجود داشته باشد یا مربوط به آن باشد.
In a congenital manner; existing at or dating from birth.
«او مادرزادی ناشنوا بود، اما به زیبایی ارتباط برقرار کردن را آموخت.»
“He was congenitally deaf, but learned to communicate beautifully.”
«این نقص در برخی افراد مادرزادی وجود داشت.»
“The defect was congenitally present in some individuals.”
رسمی. هنگام اشاره به کیفیتی که ذاتی و از بدو تولد موجود است، قابل تعویض است، که به معنای بخشی از طبیعت فرد است. 'او ذاتاً موزیکال بود' و 'او مادرزادی موزیکال بود' هر دو درست هستند، اما 'congenitally' اغلب برای شرایط پزشکی استفاده میشود.
Formal. Interchangeable when referring to a quality that is inherent and present from birth, implying it is part of one's nature. 'She was innately musical' and 'She was congenitally musical' both work, but 'congenitally' is often reserved for medical conditions.
روزمره. گستردهتر از 'congenitally'. میتواند به معنای ذاتی بودن چیزی باشد اما نه لزوماً از بدو تولد. 'او طبیعتاً در ورزش عالی بود' (میتواند استعداد آموخته شده باشد)، در حالی که 'او مادرزادی نابینا بود' به معنای از بدو تولد است.
Everyday. Broader than 'congenitally'. Can imply something is inherent but not necessarily from birth. 'He naturally excelled at sports' (could be learned talent), whereas 'He was congenitally blind' means from birth.