congeals

con·geals/kənˈdʒiːlz/
con-togethergealto freeze, stiffen
verb (فعل)commonpast (گذشته): congealedpast participle (مفعولی): congealed-ing (حال): congealing3rd (سوم): congeals

فعل — بسته شدن

بسته شدنجامد شدنمنجمد شدن

غلیظ یا جامد شدن، به‌ویژه با سرد شدن یا یخ زدن.

Becomes thick or solid, especially by cooling or freezing.

«چربی با سرد شدن بسته می‌شود.»

The fat congeals as it cools.

«خون سریعاً برای جلوگیری از خونریزی بسته می‌شود.»

Blood quickly congeals to prevent loss.

تفاوت با واژه‌های مشابه
solidifyجامد شدن

رایج. به جامد یا سخت شدن اشاره دارد و اغلب با congeal قابل جایگزین است.

Common. To become solid or hard, often interchangeable with congeal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000