congee

con·gee/ˈkɒndʒiː/
1noun (اسم)common

اسم — آش برنج

آش برنجحریره برنج

نوعی فرنی برنجی که در بسیاری از کشورهای آسیایی رایج است.

A type of rice porridge, common in many Asian countries.

«او آش برنج با تخم مرغ اردک نمکی سفارش داد.»

She ordered congee with preserved duck egg.

«آش برنج غذایی آرامش‌بخش است وقتی مریض هستید.»

Congee is a comforting food when you're sick.

2verb (فعل)archaicpast (گذشته): congeedpast participle (مفعولی): congeed-ing (حال): congeeing3rd (سوم): congees

فعل — خداحافظی کردن

خداحافظی کردنوداع کردنمرخص شدن

مرخص شدن؛ خداحافظی کردن.

To take one's leave; to say farewell.

«او پیش از شروع سفرش خداحافظی کرد.»

He congeed before setting off on his journey.

«مهمان پس از ضیافت با احترام وداع کرد.»

The guest congeed respectfully after the banquet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
departعزیمت کردن

رسمی. می‌توان آن را به جای 'congee' هنگام اشاره به عمل ترک کردن استفاده کرد، اما 'congee' اغلب به خداحافظی رسمی‌تر یا تشریفاتی‌تر، گاهی همراه با تعظیم، اشاره دارد. 'او جلسه را ترک کرد' درست است، 'او از حضور سلطنتی خداحافظی کرد' مناسب‌تر است.

Formal. Can be used interchangeably when referring to the act of leaving, but 'congee' often implies a more formal or ceremonial leave-taking, sometimes with a bow. 'He departed from the meeting' works, 'He congeed from the royal presence' is more fitting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000