در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک سرپوش دایرهای تزئینی که توسط پادشاه به عنوان نماد قدرت پوشیده میشود.
A decorative circular headdress worn by a monarch as a symbol of authority.
«پادشاه تاج طلایی پوشید.»
“The king wore a golden crown.”
«او تاج را روی سر او گذاشت.»
“She placed the crown on his head.”
معمولاً توسط زنان و در مراسم پوشیده میشود، رسمی نیست و کمتر نماد پادشاهی است.
Usually worn by women, especially in ceremonies, less formal and less symbolic of monarchy than crown.
رسمی تاج گذاشتن بر سر فردی به منظور معرفی او به عنوان پادشاه یا ملکه.
To officially place a crown on someone's head, marking them as monarch.
«ملکه در یک مراسم باشکوه تاجگذاری شد.»
“The queen was crowned in a grand ceremony.”
«بعد از مراسم او را به عنوان پادشاه تاجگذاری کردند.»
“They crowned him king after the ceremony.”