crusts

/krʌsts/
noun (اسم)commonplural (جمع): crusts

اسم — پوسته‌ها

پوسته‌هاقشرها

پوسته سخت بیرونی نان یا لایه‌ای روی سطح چیزی

The hard outer parts of bread or a surface layer

«نان را بدون پوسته‌ها خوردم.»

I ate the bread without the crusts.

«پوسته زمین از سنگ تشکیل شده است.»

The earth’s crust is made of rock.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rindپوسته

معمولا برای میوه یا پنیر بکار می‌رود، مشابه پوسته.

Usually for fruit or cheese, similar to crust.

shellپوسته

اصطلاح کلی برای لایه سخت بیرونی.

General term for outer hard layer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000