صفت — پولکدار
پولکدارپوستهدار
پوشیده شده با لایه سخت و بیرونی
Covered with or having a hardened outer layer.
«نان با دانههایی بر روی پوسته پوشیده شده بود.»
“The bread was crusted with seeds.”
«کفشهایش پس از پیادهروی با گل پوشیده شده بودند.»
“His shoes were crusted with mud after the hike.”
تفاوت با واژههای مشابه
encrusted— پوشیده شده با پوسته
رسمی. پوشیده شده با پوسته یا لایه سخت.
Formal. Covered with a crust or hard layer.