crusted

crust·ed/ˈkrʌstɪd/
crusthard outer layer or covering-edhaving a
adjective (صفت)common

صفت — پولک‌دار

پولک‌دارپوسته‌دار

پوشیده شده با لایه سخت و بیرونی

Covered with or having a hardened outer layer.

«نان با دانه‌هایی بر روی پوسته پوشیده شده بود.»

The bread was crusted with seeds.

«کفش‌هایش پس از پیاده‌روی با گل پوشیده شده بودند.»

His shoes were crusted with mud after the hike.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encrustedپوشیده شده با پوسته

رسمی. پوشیده شده با پوسته یا لایه سخت.

Formal. Covered with a crust or hard layer.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000