اسم — شیفتگی
احساسات شدید جذب رمانتیک، معمولاً موقتی یا وابسته به شیفتگی.
Strong feelings of romantic attraction, especially temporary or infatuation.
«او به همکلاسیاش علاقه شدیدی دارد.»
“She has a crush on her classmate.”
«بسیاری از نوجوانان شیفتگی را تجربه میکنند.»
“Many teenagers experience crushes.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. احساسات رمانتیک شدید و معمولاً کوتاهمدت، مشابه crush؛ اغلب قابل تعویض.
Formal. Intense, often short-lived romantic feelings, similar to crush; often interchangeable.
فعل — میفشارد
صورت سوم شخص مفرد فعل crush؛ فشار دادن شدید برای شکستن یا تغییر شکل.
Third person singular of 'crush'; to press or squeeze with force to break or deform.
«او قوطی را با پایش له میکند.»
“She crushes the can with her foot.”
«ماشین سنگها را به پودر له میکند.»
“The machine crushes rocks into powder.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. به معنی شکستن با زور است؛ در بسیاری از زمینهها با crush قابل تعویض است.
Common. Means to break forcefully, interchangeable with crush in many contexts.