crystallic

crys·tal·lic/krɪˈstælɪk/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more crystallicsuperlative (عالی): most crystallic

صفت — کریستالی

کریستالیشیشه‌ای

دارای ویژگی‌ها یا شکل کریستال؛ شفاف و درخشان.

Having qualities or form of a crystal; clear and sparkling in appearance.

«ساختار کریستالی ماده معدنی چشمگیر بود.»

The crystallic structure of the mineral was impressive.

«او جواهرات کریستالی پوشیده بود که در نور می‌درخشید.»

She wore crystallic jewelry that sparkled in the light.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crystallineکریستالی

رایج. تقریباً مترادف و هر دو به ویژگی‌های کریستالی اشاره دارند.

Common. Nearly synonymous, both describe crystal-like qualities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000