cuckoo

cuck·oo/ˈkʊkuː/
1noun (اسم)commonplural (جمع): cuckoos

اسم — کاکایی

کاکایی

پرنده‌ای که به خاطر گذاشتن تخم در لانه پرندگان دیگر شناخته شده است.

A bird known for laying eggs in other birds' nests.

«صدای کاکایی در بهار مشخص است.»

The cuckoo's call is distinctive in spring.

«کاکایی‌ها تخم‌هایشان را در لانه پرندگان دیگر می‌گذارند.»

Cuckoos lay eggs in other birds’ nests.

2adjective (صفت)informal

صفت — دیوونه

دیوونهعجیب

اصطلاح غیررسمی به معنای دیوانه یا عجیب و غریب.

Informal term meaning crazy or eccentric.

«امروز او دیوانه رفتار می‌کند.»

He's acting cuckoo today.

«آن ایده برای من عجیب به نظر می‌رسد.»

That idea sounds cuckoo to me.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crazyدیوانه

غیررسمی. اصطلاح عامیانه رایج برای فرد دیوانه یا عجیب؛ استفاده مشابه.

Informal. Common slang for mentally unwell or eccentric; similar usage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000