در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرندهای که به خاطر گذاشتن تخم در لانه پرندگان دیگر شناخته شده است.
A bird known for laying eggs in other birds' nests.
«صدای کاکایی در بهار مشخص است.»
“The cuckoo's call is distinctive in spring.”
«کاکاییها تخمهایشان را در لانه پرندگان دیگر میگذارند.»
“Cuckoos lay eggs in other birds’ nests.”
اصطلاح غیررسمی به معنای دیوانه یا عجیب و غریب.
Informal term meaning crazy or eccentric.
«امروز او دیوانه رفتار میکند.»
“He's acting cuckoo today.”
«آن ایده برای من عجیب به نظر میرسد.»
“That idea sounds cuckoo to me.”
غیررسمی. اصطلاح عامیانه رایج برای فرد دیوانه یا عجیب؛ استفاده مشابه.
Informal. Common slang for mentally unwell or eccentric; similar usage.