cultus

cul·tus/ˈkʌltəs/
cultusworship, cult
1noun (اسم)formalplural (جمع): cultuses

اسم — فرقه

فرقهکیشآیین پرستش

سیستم یا آیینی از پرستش مذهبی؛ یک فرقه.

A system of religious worship; a cult.

«این آیین پرستش باستانی شامل مناسک پیچیده و قربانی‌ها بود.»

The ancient cultus involved elaborate rituals and sacrifices.

«محققان آیین‌های پرستش تمدن‌های مختلف تاریخی را مطالعه می‌کنند.»

Scholars study the cultus of various historical civilizations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cultفرقه

روزمره. عمدتاً قابل جایگزینی، اگرچه «cultus» اغلب مفهوم آکادمیک یا مردم‌شناسانه بیشتری دارد و به جنبه‌های رسمی یک نظام مذهبی اشاره می‌کند، در حالی که «cult» به طور گسترده‌تری برای هر گروه با باورها یا اعمال غیرمتعارف استفاده می‌شود. برای اشاره عمومی به یک گروه از «cult» و برای بحث‌های علمی درباره آیین‌ها از «cultus» استفاده کنید.

Everyday. Largely interchangeable, though 'cultus' often carries a more academic or anthropological connotation, referring to the formal aspects of a religious system, while 'cult' is more broadly used for any group with unorthodox beliefs or practices. Use 'cult' for general reference to a group; 'cultus' for scholarly discussion of rituals.

sectفرقه

رسمی/آکادمیک. به گروهی از افراد با باورهای مذهبی کمی متفاوت از گروه بزرگ‌تری که به آن تعلق دارند، یا گروه کوچک‌تری که از یک گروه بزرگ‌تر جدا شده است، اشاره دارد. «Cultus» بر اعمال و «sect» بر جدایی تأکید دارد. وقتی جدایی گروه از یک مذهب اصلی مهم است، از «sect» استفاده کنید.

Formal/Academic. Refers to a group of people with somewhat different religious beliefs from a larger group to which they belong, or a smaller group that has broken away from a larger one. 'Cultus' emphasizes the practices, 'sect' emphasizes the division. Use 'sect' when the group's separation from a mainstream religion is key.

2noun (اسم)literaryplural (جمع): cultuses

اسم — کیش‌پرستی

کیش‌پرستیستایش

عشق و ارادت یا ستایشی که به یک شخص یا شیء، معمولاً محبوب یا مد روز، ابراز می‌شود.

Devotion or homage to a person or thing, typically a popular or fashionable one.

«کیش‌پرستی افراد مشهور اغلب به رفتارهای غیرمنطقی منجر می‌شود.»

The cultus of celebrity often leads to irrational behavior.

«بسیاری از نوجوانان ستایش شدیدی را نسبت به ستاره‌های پاپ نشان می‌دهند.»

Many teenagers exhibit a strong cultus around pop stars.

تفاوت با واژه‌های مشابه
venerationاحترام عمیق

رسمی. احترام عمیق و ستایش برای چیزی یا کسی، که اغلب مقدس یا بسیار محترم است. «Cultus» دلالت بر پرستش فعال‌تر و سازمان‌یافته‌تر دارد، در حالی که «veneration» بیشتر به خود احساس احترام اشاره دارد. برای تحسین محترمانه از «veneration» و برای تکریم سازمان‌یافته از «cultus» استفاده کنید.

Formal. Deep respect and reverence for something or someone, often sacred or highly esteemed. 'Cultus' implies a more active, systematic worship, while 'veneration' is more about the feeling of respect itself. Use 'veneration' for respectful admiration; 'cultus' for organized homage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000