customed

/ˈkʌstəmɪd/
customhabit or usual practice-edcharacterized by
adjective (صفت)formal

صفت — عادت کرده

عادت کردهمعتاد به

عادت‌کرده یا آشنا شده؛ به وسیله عادت یا رسم معمول آشنا شده.

Accustomed or habituated; made familiar by habit or custom.

«او به بیدار شدن زود هر روز عادت داشت.»

He was customed to waking early every day.

«مردم به آب و هوای سرد عادت داشتند.»

The people were customed to the cold climate.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000