cyclic
cy·clic/ˈsaɪklɪk/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more cyclicsuperlative (عالی): most cyclic
صفت — دورهای
دورهایچرخشی
رخ دادن به صورت دورهای یا دنبالههای تکراری.
Occurring in cycles or repeated sequences.
«دستگاه به صورت الگوهای دورهای کار میکند.»
“The machine operates in cyclic patterns.”
«تغییرات دورهای در بسیاری از فرایندهای طبیعی رخ میدهد.»
“Cyclic changes occur in many natural processes.”
تفاوت با واژههای مشابه
periodic— دورهای
رایج. معنی مشابه؛ به رویداد منظم اشاره دارد.
Common. Similar meaning; refers to something happening at regular intervals.