darkens

dark·ens/ˈdɑːrkənz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): darkenedpast participle (مفعولی): darkened-ing (حال): darkening3rd (سوم): darkens

فعل — تیره می‌شود

تیره می‌شودتیره کردن

تیره شدن یا تیره کردن رنگ یا سایه.

Makes or becomes darker in color or shade.

«قبل از طوفان آسمان تیره می‌شود.»

The sky darkens before the storm.

«او با بستن پرده‌ها اتاق را تیره می‌کند.»

He darkens the room by closing curtains.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dimsکمرنگ می‌شود

رایج. معنی مشابه ولی ممکن است کاهش روشنایی را نیز شامل شود.

Common. Similar meaning but can imply less brightness rather than color change.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000