dastardly

das·tard·ly/ˈdæstərdli/
dastardcowardly person-lyadverb suffix
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more dastardlysuperlative (عالی): most dastardly

صفت — بزدلانه

بزدلانهشرورانه

بی‌جرات و شرور؛ شرورانه و پست.

Showing cowardice and wickedness; villainous.

«افعی یک نقشه شرورانه کشید.»

The villain made a dastardly plan.

«او عملی بزدلانه و خیانت‌آمیز انجام داد.»

He committed a dastardly act of betrayal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
villainousشرور

رسمی. به معنای بدذات و شرور، معمولاً برای رفتار یا اعمال استفاده می‌شود.

Formal. Means wicked and evil, often used for behavior or acts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000