در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل تاریخگذاری یا تعیین زمان مشخص بودن.
Able to be dated or assigned to a particular time period.
«این اثر قابل تاریخگذاری به قرن هجدهم است.»
“The artifact is datable to the 18th century.”
«اسناد قابل تاریخگذاری به تاریخدانان کمک میکنند.»
“Datable documents help historians.”