data fitting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dat·a fit·ting/ˈdeɪtə ˈfɪtɪŋ/
noun (اسم)technical

اسم — برازش داده

برازش دادهانطباق داده

فرآیند یافتن منحنی یا تابعی که بهترین تطابق را با داده‌ها داشته باشد.

The process of finding a curve or function that best matches a set of data points.

«برازش داده دقت پیش‌بینی‌ها را بهبود می‌بخشد.»

Data fitting improves the accuracy of predictions.

«او برای مدل‌سازی آزمایش از برازش داده استفاده کرد.»

He used data fitting to model the experiment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000