date

/deɪt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): dates

اسم — تاریخ

تاریخ

یک روز خاص که با عدد، ماه و سال مشخص می‌شود.

A particular day specified by number, month, and year.

«امروز چه تاریخی است؟»

What is the date today?

«لطفاً نام و تاریخ را بالای صفحه بنویسید.»

Please write your name and the date at the top of the page.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dayروز

رایج. 'Day' یک اصطلاح کلی‌تر است، در حالی که 'date' یک روز شماره‌گذاری شده خاص در تقویم را مشخص می‌کند. 'امروز چه روزی است؟' در مقابل 'امروز چه تاریخی است؟' تفاوت‌های ظریفی دارند.

Common. 'Day' is a broader term, while 'date' specifies a particular numbered day within a calendar. 'What day is it?' vs 'What date is it?' have subtle differences.

2noun (اسم)commonplural (جمع): dates

اسم — قرار ملاقات

قرار ملاقاتقرار عاشقانه

یک قرار ملاقات اجتماعی یا عاشقانه.

A social or romantic appointment or engagement.

«او از او خواست با هم قرار بگذارند.»

He asked her out on a date.

«آنها اولین قرارشان را در یک کافی‌شاپ داشتند.»

They had their first date at a coffee shop.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rendezvousقرار پنهانی

رسمی/ادبی. اغلب به یک ملاقات مخفی یا از پیش برنامه‌ریزی شده اشاره دارد، به ویژه بین عشاق یا برای مقاصد نظامی. برای یک قرار اول معمولی قابل جایگزینی نیست.

Formal/literary. Often implies a secret or pre-arranged meeting, especially between lovers or for military purposes. Not interchangeable for a casual first date.

appointmentوقت ملاقات

رایج. یک ملاقات برنامه‌ریزی شده، معمولاً رسمی یا حرفه‌ای (وقت دکتر، وقت کاری). کمتر برای دیدارهای عاشقانه استفاده می‌شود.

Common. A scheduled meeting, usually formal or professional (doctor's appointment, business appointment). Less commonly used for romantic encounters.

3noun (اسم)commonplural (جمع): dates

اسم — خرما

خرما

میوه شیرین و خوراکی درخت نخل خرما.

An edible sweet fruit of the date palm.

«خرما یک میوه محبوب در خاورمیانه است.»

Dates are a popular fruit in the Middle East.

«او افطار خود را با خرما و آب باز کرد.»

She broke her fast with dates and water.

4verb (فعل)commonpast (گذشته): datedpast participle (مفعولی): dated-ing (حال): dating3rd (سوم): dates

فعل — تاریخ زدن

تاریخ زدنتاریخ‌گذاری کردن

تاریخ چیزی را مشخص کردن؛ با تاریخ علامت‌گذاری کردن.

To ascertain the date of; to mark with a date.

«لطفاً زیر امضای خود تاریخ بزنید.»

Please date your signature.

«آنها سفال‌های باستانی را به عصر برنز تاریخ‌گذاری کردند.»

They dated the ancient pottery to the Bronze Age.

تفاوت با واژه‌های مشابه
timestampمهر زمان زدن

فنی/رایانه‌ای. به طور خاص به ثبت زمان و تاریخ یک رویداد یا داده اشاره دارد. برای زمینه‌های دیجیتال دقیق‌تر از 'date' است.

Technical/computing. Specifically refers to recording the time and date of an event or data. More precise than 'date' for digital contexts.

5verb (فعل)commonpast (گذشته): datedpast participle (مفعولی): dated-ing (حال): dating3rd (سوم): dates

فعل — قرار گذاشتن

قرار گذاشتن

با کسی قرار ملاقات عاشقانه گذاشتن.

To go on a romantic social engagement with someone.

«آیا با کسی جدی در ارتباط هستید؟»

Are you dating anyone seriously?

«آنها قبل از نامزدی دو سال با هم قرار می‌گذاشتند.»

They dated for two years before getting engaged.

تفاوت با واژه‌های مشابه
courtخواستگاری کردن

کهنه/رسمی. به قصد جدی‌تر برای ازدواج یا یک دوره طولانی از توجه عاشقانه، اغلب با آداب و رسوم سنتی، اشاره دارد. با قرارهای معمولی قابل جایگزینی نیست.

Archaic/formal. Implies a more serious intention to marry or a prolonged period of romantic attention, often with traditional customs. Not interchangeable with casual dating.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000