decadent

dec·a·dent/ˈdɛkədənt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more decadentsuperlative (عالی): most decadent

صفت — افسارگسیخته

افسارگسیختهسقوط شدهزوال یافته

دارای رفتار یا زندگی بسیار تجملی و افراطی که معمولاً با کاهش اخلاق همراه است.

Characterized by excessive self-indulgence, luxury, and moral decline.

«رمان جامعه‌ای افسارگسیخته مملو از افراط و فساد را نشان می‌دهد.»

The novel portrays a decadent society full of excess and decay.

«او سبک زندگی تجملی و افراطی با مهمانی‌های پرزرق‌وبرق داشت.»

He lived a decadent lifestyle with lavish parties.

تفاوت با واژه‌های مشابه
luxuriousلوکس

رایج. تأکید روی تجمل و راحتی دارد ولی الزاماً زوال اخلاقی ندارد.

Common. Emphasizes richness and comfort but not necessarily moral decline.

degenerateخاموش شده

رسمی. اشاره به زوال یا فساد اخلاقی دارد؛ شبیه اما قوی‌تر از decadent.

Formal. Refers to moral decline or corruption; similar but stronger than decadent.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000