در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ورزشکاری که در دهگانه که متشکل از ده رشته دو و میدانی است، شرکت میکند.
An athlete who competes in a decathlon, an event with ten track and field disciplines.
«دهگانهساز برای مسابقه دهگانه مدال طلا گرفت.»
“The decathlete won gold for the ten-event competition.”
«او سخت تمرین میکند تا بهترین دوومیدانیکار دهگانه باشد.»
“He trains hard to be a top decathlete.”