decimation

dec·i·ma·tion/ˌdɛsɪˈmeɪʃən/
noun (اسم)formal

اسم — خسارت زیاد

خسارت زیادکشتار وسیع

از بین بردن بخش بزرگی از چیزی

the act of destroying a large part of something

«جنگل پس از آتش‌سوزی خسارت زیادی دید.»

The forest suffered decimation after the fire.

«کشتار گسترده جمعیت در طول جنگ رخ داد.»

Decimation of the population occurred during the war.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000