demoralizing

de·mor·al·iz·ing/dɪˈmɒrəlaɪzɪŋ/
de-removal, reversalmoralprinciples of right and wrong-izeto cause to become-ingpresent participle
adjective (صفت)common

صفت — دل‌سردکننده

دل‌سردکنندهناامیدکننده

باعث از دست دادن اعتماد به نفس یا امید فرد شدن؛ ناامیدکننده.

Causing someone to lose confidence or hope; discouraging.

«شکست‌های مداوم باعث از دست رفتن انگیزه شدند.»

The constant failures were demoralizing.

«کلمات ناامیدکننده‌اش روحیه تیم را پایین آورد.»

His demoralizing words lowered the team's spirit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dishearteningدل‌سردکننده

رایج. معنای مشابه؛ وقتی صحبت از از دست دادن جسارت یا اشتیاق ویژه است کاربرد دارد.

Common. Similar meaning; used when describing loss of courage or enthusiasm, especially emotionally.

discouragingناامیدکننده

روزمره. معمولاً وقتی از دست دادن انگیزه یا امید مد نظر باشد جایگزین قابل قبول است.

Everyday. Often interchangeable when talking about losing motivation or hope.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000