denned
فعل — در لانه زندگی کرد
شکل گذشته فعل den به معنای در لانه زندگی کردن یا از یک مخفیگاه استفاده کردن.
Past tense and past participle of 'den,' meaning to live in or use a den.
«روباه در کنده توخالی لانه کرد.»
“The fox denned in the hollow log.”
«او آخر هفته در اتاقش مخفی شد.»
“He denned up in his room for the weekend.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. برای حیوانات یا افرادی که به دنبال سرپناه موقت هستند استفاده میشود. کلیتر از 'denned' است که به ساختاری شبیه لانه اشاره دارد. 'مسافر در مهمانخانه اقامت گزید' درست است، اما 'خرس در لانه خود اقامت گزید' کمتر از 'denned' رایج است.
Formal. Can be used for animals or people seeking temporary shelter. More general than 'denned' which implies a den-like structure. 'The traveler lodged at the inn' works, but 'The bear lodged in its den' is less common than 'denned'.
صفت — لانه کرده
برای توصیف حیوانی که در لانه پناه گرفته است به کار میرود.
Used to describe an animal that has taken shelter in a den.
«گراز لانه کرده از طوفان در امان بود.»
“The denned badger was safe from the storm.”
«یک روباه لانه کرده در نزدیکی لبه جنگل دیدیم.»
“We spotted a denned fox near the forest edge.”