denoted
فعل — نشان داد
شکل گذشته فعل 'denote' به معنای نشانه چیزی بودن یا اشاره کردن.
Past tense and past participle of 'denote,' meaning to be a sign of; indicate.
«چراغ قرمز نشاندهنده خطر بود.»
“The red light denoted danger.”
«سکوتش نشانه مخالفت او بود.»
“Her silence denoted her disagreement.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند. 'Indicated' گاهی اوقات میتواند به نشانهای مستقیمتر یا قابل مشاهدهتر اشاره کند، در حالی که 'denoted' بیشتر در مورد آنچه یک کلمه یا نماد نشان میدهد، است. 'فلش جهت را نشان داد' درست است. 'نماد به صلح اشاره کرد' درست است.
Common. Often used interchangeably. 'Indicated' can sometimes imply a more direct or observable sign, while 'denoted' is more about what a word or symbol represents. 'The arrow indicated the direction' works. 'The symbol denoted peace' works.
رسمی. بر معنا یا اهمیتی که چیزی منتقل میکند، تأکید دارد. 'Signified' اغلب معنای عمیقتر و نمادینتری را نسبت به 'denoted' پیشنهاد میکند. 'تغییر به معنای یک دوران جدید بود' درست است، در حالی که 'چراغ قرمز نشاندهنده خطر بود' یک نمایش مستقیمتر است.
Formal. Emphasizes the meaning or importance conveyed by something. 'Signified' often suggests a deeper, more symbolic meaning than 'denoted.' 'The change signified a new era' works, while 'The red light denoted danger' is a more direct representation.
صفت — نمایان شده
با یک علامت یا نماد نشان داده شده یا به آن اشاره شده است.
Represented or indicated by a sign or symbol.
«معنای نمایان شده برای همه روشن بود.»
“The denoted meaning was clear to everyone.”
«هر نقطه روی نقشه به مکان خاصی اشاره داشت.»
“Each point on the map denoted a specific location.”