denty

den·ty/ˈdɛnti/
denta slight hollow in a surface-ycharacterized by / tending to
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): dentiersuperlative (عالی): dentiest

صفت — فرورفته

فرورفتهدندانه‌دار

دارای فرورفتگی‌های کوچک؛ دندانه‌دار.

Having small dents; indented.

«ماشین قدیمی یک گلگیر فرورفته داشت.»

The old car had a denty fender.

«میوه کمی دندانه‌دار بود، اما هنوز قابل خوردن بود.»

The fruit was a bit denty, but still edible.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indentedدندانه‌دار

رایج. اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما 'indented' به طور خاص به معنای چیزی است که به داخل فشار داده شده یا اثری از خود به جای گذاشته است. 'Denty' به سطحی با چندین نقص کوچک اشاره دارد. 'یک سطح دندانه‌دار' درست است، 'گلگیر ماشین فرورفته' درست است.

Common. Often interchangeable, but 'indented' specifically implies that something has been pushed inward or made a mark. 'Denty' suggests a surface with multiple small imperfections. 'An indented surface' works, 'a denty car fender' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000