deprivations

de·pri·va·tions/ˌdɛprɪˈveɪʃənz/
de-removalprivationloss or lack of necessities-splural
noun (اسم)commonplural (جمع): deprivations

اسم — محرومیت‌ها

محرومیت‌هاکمبود‌ها

وضعیتی که در آن نیازهای اساسی یا رفاه زندگی وجود ندارد.

The state of lacking basic necessities or comforts of life.

«او در طول جنگ با محرومیت‌های فراوانی روبرو بود.»

He faced many deprivations during the war.

«کمبود خواب سلامت را به‌طور منفی تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

Sleep deprivations affect health negatively.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hardshipsمشکلات

رایج. به‌طور کلی به شرایط سخت زندگی اشاره دارد؛ در برخی موقعیت‌ها با deprivation همپوشانی دارد.

Common. Refers broadly to difficult life situations; overlaps with deprivation in context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000