dermatographic

der·ma·to·graph·ic/ˌdɜːrmətəˈɡræfɪk/
dermato-skin-graphwrite / draw-icrelated to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more dermatographicsuperlative (عالی): most dermatographic

صفت — درماتوگرافیک

درماتوگرافیکنوشته‌پوست

مربوط به درماتوگرافی، حالتی که در آن نوازش سبک پوست باعث ایجاد یک خط برجسته و قرمز می‌شود، گویی روی آن چیزی کشیده شده است.

Relating to dermatography, a condition in which lightly stroking the skin causes a raised, red welt, as if drawn upon.

«او یک بیماری پوستی درماتوگرافیک دارد.»

She has a dermatographic skin condition.

«نشانه‌های درماتوگرافیک پس از چند دقیقه محو شدند.»

The dermatographic marks faded after a few minutes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000