deserting

de·sert·ing/dɪˈzɜːrtɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): desertedpast participle (مفعولی): deserted-ing (حال): deserting3rd (سوم): deserts

فعل — ترک کردن

ترک کردنرها کردن

علامت استمراری فعل desert به معنی ترک کردن کسی یا چیزی به‌ویژه بدون اجازه یا به شیوه بی‌وفا.

Present participle of 'desert': abandoning someone or something, especially without permission or in a disloyal way.

«سرباز به خاطر ترک محل خدمتش متهم شد.»

The soldier was accused of deserting his post.

«او قبل از مسابقات نهایی تیم را ترک می‌کند.»

She is deserting the team before the finals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abandoningرها کردن

رایج. معنی بسیار نزدیک اما در زمینه‌های وسیع‌تر کاربرد دارد.

Common. Very close in meaning but can be used in broader contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000