detaining

de·tain·ing/dɪˈteɪ.nɪŋ/
de-awaytainhold
verb (فعل)formalpast (گذشته): detainedpast participle (مفعولی): detained-ing (حال): detaining3rd (سوم): detains

فعل — بازداشت کردن

بازداشت کردنحبس کردن

حال استمراری فعل بازداشت کردن؛ نگه داشتن کسی در حبس یا جلوگیری از ترک.

Present participle of detain: to keep someone in official custody or prevent from leaving.

«پلیس مظنون‌ها را بازداشت می‌کند.»

The police are detaining suspects.

«او مهمان‌ها را پشت در نگه می‌دارد.»

She is detaining the guests at the door.

تفاوت با واژه‌های مشابه
holdingنگه داشتن

رایج. اصطلاح کلی برای نگه داشتن کسی در جای خود، گاهی قابل تعویض با detaining است.

Common. General term for keeping someone in place, sometimes interchangeable with detaining.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000